خيار يزدي خوراك دام ها مي شود

 
كاهش شديد قيمت خيار، كام گلخانه داران استان يزد را تلخ كرده به نحوي كه بسياري از آنها اصلامحصولات خود را برداشت نكرده اند و با وجودي كه خيارهاي گلخانه اي هم اكنون بايد برداشت شوند، همچنان بر بوته ها خودنمايي كرده و اين محصول مي رود تا به خوراك دام تبديل شود. به گفته يكي از گلخانه داران استان يزد با شروع فصل تابستان خيار گلخانه اي بازار ندارد و دلال ها نيز از اين فرصت استفاده كرده و محصولات ما را ارزان مي خرند و در بازار به قيمت بالاتر مي فروشند. وي افزود:خيار سبزها بايد اكنون برداشت مي شد اما از آنجا كه از توليد كننده به نرخ 80 تومان خريداري مي‌شود برداشت آن اصلامقرون به صرفه نيست.
جمال سجادي پور، معاون بهبود توليدات گياهي سازمان جهاد كشاورزي استان يزد در اين مورد گفت: عمده ترين خريداران خيار سبز استان يزد، كشورهاي آسياي ميانه هستند كه درخواست اين كشورها با گرم شدن هوا كاهش مي يابد و اين امر سبب فراواني خيار در بازار و كاهش قيمت آن مي شود. از سويي در فصل تابستان خيارهاي بوته اي محصول مي دهند و اين محصولات نيز در بازار فراوان شده و در برخي مناطق داراي خريداران بيشتري است كه اين امر نيز خود سبب افت قيمت خيار گلخانه اي مي شود. البته تلاش مي كنيم با بهبود بسته بندي ها و ايجاد سامانه هاي صادراتي از مركز استان بتوانيم در همه فصول سال خيار گلخانه اي را از طريق خطوط هوايي و گمركات استان يزد صادر كنيم.
توليد 9500 تن خيار در طبس
 در همين حال، مدير جهاد كشاورزي طبس با اشاره به برداشت محصولات جاليزي شامل خيار سبز، طالبي، خربزه و هندوانه از نيمه اول ارديبهشت در اين شهرستان استان يزد پيش بيني كرد 9500 تن انواع محصولات جاليزي در اين شهرستان برداشت شود.
 محمود اسدي افزود: محصولات جاليزي از نظر سطح زير کشت بين 28 نوع محصول زراعي اين شهرستان مقام سوم را به خود اختصاص داده است و به علت شرايط مناسب آب و هوايي اين شهرستان محصول خربزه زودتر از ساير نقاط استان در اين شهرستان برداشت مي شود.

سير چيني سير ايراني را مغلوب كرد

 


سير همدان كه از كيفيت بالايي برخوردار است در كشور نيز به لحاظ كميت رتبه نخست را به خود اختصاص داده است. پس از همدان، مازندران، زنجان و گيلان از استان هاي مهم توليد كننده سير در ايران هستند. در سال زراعي 88 ـ 87 استان همدان با 2306 هكتار سطح زير كشت سير و 29 هزار و 79 تن توليد، رتبه اول سطح زير كشت و عملكرد در واحد سطح را به خود اختصاص داده بود اما اين شرايط اكنون دگرگون شده است. يوسف دارايي جهان، عضو هيات مديره تعاوني سيركاران مريانج و كشاورز روستاي برفين با بيان اين كه سال هاي گذشته كشاورزان اين منطقه 20 تن سير مي كاشتند، اما هم اكنون ميزان كاشت سير به يكهزار هكتار كاهش يافته است ، اظهار كرد: 3 سال پيش سير كيلويي600 تومان خريداري مي شد، اما سال گذشته سير كيلويي 300 تومان خريداري شد كه اين مبلغ حتي هزينه بذر را هم تامين نكرد. وي افزود : در واقع دليل اصلي اين كاهش توليد، واردات غيراصولي سير چيني است. دارايي با بيان اين كه سلف خري به دليل ضعف مالي زارع است، تصريح كرد: كشاورزان به دليل نياز مالي سلف را به فروش مي رسانند كه البته اين كار از نظر شرعي نيز داراي مشكلاتي است.
ادامه نوشته

زخم عشق مادر


چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود .... تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد.
مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را نشان دهد. پسر شلوارش را بالا زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند

درس زندگی

معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد

نتیجه اخلاقی : یکی از خواسته هاتون از خدا همیشه این باشه که ایکاش سایه ی فقر و نداری تو زندگی هیچ بنی بشری نباشه!